خدایا ...
توشه ام خالیست ، خالی تر از دستم ...
اما میدانم دست های خالی از پشیمانی هم آبروئی دارند پیش تو ...
آقای عاشق دیونه که گفتی سر نخورم . من هیچوقت تو این مسائل سر نمیخورم .
من خودمو خوب میشناسم .عشق و این جور چیزا واسه قدیماست ! اون جائی که دو تائی با هم قرار میذاشتن ، از دیدن هم سیر نمیشدن ! دلاشون مال هم بود ، دلبری میکردن و وقت رفتن از دوری همدیگه اشک تو چشاشون جمع میشد .. کدوم یک از اینا رو میشه الان پیدا کرد ، به خدا همش دروغه ... من هیچوقت تو زندگیم از کسی نارو نخوردم ... منظورم اینه که کسی رو دوست داشته باشم و تنهام بذاره ، نه نخوردم ! من اصلا تا حالا کسی رو دوست ندارم و نداشتم که نارو بخورم ولی از یه چیزای دیگه چرا ، زیاد خوردم ! الان با دروغ شروع میشه ! وسطشم با دروغ ، آخرشم با دروغ تموم میشه !
دنیا رو ساختن توش خوش باشیم ، خوش بگذرونیم ، آدم باشیم با آدمیتم بمیریم !
من رفیقامو دیدم که چطوری از یه پسر خوردن ، یا پسرا رو هم دیدم که چطوری از یه دختر میخورن .. آره ... 50 ، 50 هست .
آره عاشق دیونه که میای پیشم من سر نمیخورم . همه رو سر میدم ولی هوای خودمو زیادی دارم راستشو بخوای خیلی آدم بی دل و احساسی ام ...
تو زندگیم بعد خدا .... فقط آتوسا که مربی تکواندومه و تونست به این جا برسونه عشقمه ، زندگیمه ... تو هر درو دیواری فقط مینویسم آتوسا ....
راستی ممنون از تو نشونی که گفتی برسم به خدا ... آرزوم همینه ... ولی خدا منو ... حساب نمیکنه چه برسه بذاره بهش برسم .
اگه چیزی هم مینوسم واسه کسی نیست ... این نوشته ها رو دوست دارم و دوست دارم تو همین یه وجب جا جاش بدم ... مینویسم برا دل سنگ خودم .
به دلم که سر زدم دیدم پوسیدس ... پوسید و به هیچ جا نرسید ...
دنبالم نگرد ، من دیگر هیچ میشوم ، هیچ شدم ... باور نمیکنی ؟
پس لا به لای آنچه نیست بگرد ..
شاید مرا یافتی ... شاید این جا .. شاید آنجا ...
شاید هم نزدیکی خدا ...
امروز سر یه موضوع شخصی ناجور با دوست 5 سالم بحثم شد ... تقصیر از اون بود ،
نمیبخشمش . گر چه الان به غلط کردن و التماس کردن افتاد ... دلم از دوستم امروز شکست ..
ازش انتظار نداشتم راحت منو ........ بی خیال ...
راستی فردا یه پارتی دعوتم ... با رفیقام و .... خوش بگذرونیمااااااااااااا ...
فقط دعا کنین کمیته جمعمون نکنه ...
خیلی ماهین . دوستون دارم .
یا علی
|
+| نوشته شده توسط
خسته در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388
|